عشق فقط آسمونی
پریشونه نمیدونی؟
تو این دنیا که من تنهام
تو هم با من نمی مونی؟
با این همه غم و ماتم
باز از جدایی میخونی؟
عشق تو نگاهم پیداست
از تو نگام نمیخونی؟
حرف فراق رو میزنی
بهم بگو تو میتونی؟
یک روز میاد که قدرمو خوب بدونی
یک روز میاد که تو هم تنها میمونی
یک روز میاد...
یک روز میاد...
تو برایم بودی مثل ماه
گرچه دلت پر بود ز غم و اه
باز میگشودی برایم, تو خنده
با الطافت کردی مرا شرمنده...
گرچه ازم دور بودی ولی سنگ صبورم بودی...
ای بهترین همراز من
وجودت هست نیاز من
من دیگه خیلی تنهام
ولی پشت و پناهته دعام
این را بدان ای بهترین برادرم
تا زنده ام تا جان در بدن دارم
دوستت دارم...دوستت دارم...
عشق یعنی چشم به در دوختن
عشق یعنی خود گذشتن تا فراز
عشق یعنی یه دنیا رمز و راز
عشق یعنی مست میخانه شدن
عشق یعنی بی او دیوانه شدن
عشق یعنی از همه وارستن
عشق یعنی چشم سر را بستن
عشق یعنی ناله های بیصدا
عشق یعنی با او و از او جدا.......
پریشونه...نمیدونی؟
تو این دنیایه تنهایی
تو هم با من نمیمونی!!!
چه ساده دل به تو بستم
باز هم از من گریزونی؟
چه عاشق به پات نشستم
اما تو در به روم بستی
از همه کسم گذشتم
اما تو دل رو شکستی...........
اونیکه قلبمو کرده نشونه
امروز همه باید بخندین
حتی اگه شده بی بهونه
امروز دیگه غم نداریم
بیاین تو شادی کم نذاریم
شمع و کیک رو بیاریم
جای خالیش گل میذاریم
اونکه پیشمون نیست
ولی ازش یاد میکنیم
با خاطرات خوبش
دلهامونو شاد میکنیم..................
این بود رسم زمونه
که اون پیش من نمونه
بهش بگین تا بدونه
تا دنیا دنیاست
جای خالیش توی قلبم میمونه................
تولدت مبارک بهترینم..................
دلم میگفت با تو باشم
عقلم میگفت که جدا شم
دلم میگفت اون مهربونه
خیلی خوش زبونه...
قول داده تا آخرش پیشم بمونه...
بهترین چیزی که دارم ازش نشونه
اینه که فقط واسه من از عشق میخونه...
عقلم میگفت:همه ی این حرفا هست بهونه
اون با تو نمیمونه...
کارش اینه که از عشق بخونه...
یه روز میزاره میره
بعد دلت پیش اون گیره
اونیکه اسیر میشه تویی...
از هرچی عشقه سیر میشه تویی
از عالم جدا میشه تویی...
تنهای تنها میشه تویی
و اون دنبال یه عشق تازه
توی این بازی اون نمیبازه...
انگار عقلم درست میگفت...
هیچ از عشق نگو که لاف عشق هایت همه بی فایده است...
پدرم خوب درسی یادم داده است....
که زندگی مثل یک جاده است...
و در انتهای ان نوشته اند دور زدن ممنوع!
دوستت دارم...
بی تو تاب نمیارم...
سیاه روزگارم...
چشم امید به تو دارم...
بیا بمون کنارم...
ولی من یاد گرفتم که:
عشق را دوست داشته باشم نه هوس...
این را بگویمت و بس...تا نفس در سینه ام هست...
به تو دل نخواهم بست...
اما دل سنگت به همین راضی نشد...
عشق من ساده بود و بی ریا
اما عشق تو هوس بود و خالی از حیا...
بسیار صبر کردم تا که عاشق شی...نشد
یا لایق و صادق شی...اما نشد که نشد...
| Design By : Pichak |
